یاسمین کلا دختر معظلومیهتا الان ندیدم الکی گریه کنه یا خیلی جاها که انتظاررداشتم حسابی گریه کنه کلی تحمل میکنه مثلا وقتی ناخنم ب بدنش خراش میندازهیا دل درد دارهبرعکس دلآرام که کلی گریه میکر و آروم کردنش کار هرکسی نبودهنوزم همینطوره و وقتی گریه میکنه فقط کوتاه اومدن طرف مقابل و تسلیم شدنشه که گریشو بند میارهصب که بیدار شدیم دلآرام بخاطر یکم مریضی که انگار معدشو درگیر کرده بی حال بودتنها چیزی که چند روز پیش خورده بود شیر بود
یاسمینم انگار خلط گلوش رو گرفته بود و نمیتونست راحت بخوابه خلاصه تا ظهر ساعت دو که بخواد محسن برسه دلآرام مرتب میگفت ببل یعنی بغلم کنیاسمینم نمیخوابید و یا شیر میدادم یا آروغ میگرفتمخلاصه طرفای ۲ یاسمین خوابیدو دلآرامم با گوشی مشغول شد منو دلآدامم دوتایی سه تا نیمرو خوردیمو خوابیدممحسن که اومد پاشدم یاسمینو شیر دادمو خونه تا که مثل بمب ترکیده بود جمع کردمو یاسمین رو بردم حمام غسل چهل
روزگیش رو کردبعدم تاشب گذروندیمفردا قراره ببریمش بهداشت ببینیم قدو وزنش در چ حدهنمیدونم چطور از آرومی یاسمین بگمازینکه چقدر شیرینه و ی حسو حال باحالی رو ب خونمون اوردهبعد گذشت این چهل روز دلآرامم براش عادی تر شده و خیلی اصرار نداره بذاریم روو پاش یا ...دلآرام بعد دو سالگیش که امروز دو هفته ای ازش میگذره خیلی بزرگتر شدهخیلی جیگرتر شدهگاهی خس میکنم میتونم باحال دردو دل کنماگه پیشش اشکم در بیاد بغلم میکنه تا آروم بشمتقریبا خوب صحبت میکنه اما ب زبون خودشجمله های خنده دار زیاد دارهقبلا کلمات رمزی داشتالان با همون کلمات جمله مییازهدا یعنی افتادن ریختن یا هر فعلا منفی دیگهداح یعنی رفتدی یعنی ریختاو اوه یعنی گریه کردددد یعنی مدادنانا یعنی گوشی یا اهنگجمله هاشددد دا آخرین روزای بهمن ماهه آخرین سال کاری...
ما را در سایت آخرین روزای بهمن ماهه آخرین سال کاری دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 117 تاريخ: جمعه 24 تير 1401 ساعت: 3:14